بسم الله الرحمن الرحیم
خدای دوم یا خدای اول؟
(قبل از ورود به این بحث از نظر دور نداریم که ما انسانها با توجه به نوع خلقتمان همواره با شناخت خودمان هر چیزی را میبینیم یعنی با توجه به شناختی که پیدا میکنیم مثلا برای آسمان مفهومی خاص قائل میشویم و همینطور مثلا برای آب با توجه به شناختمان ارزش و مفهوم خاص خودمان را برای آب ایجاد میکنیم و این تاثیری در ماهیت آب ندارد و از طرفی بهره و استفاده ابتدایی ما هم از آب در هر حالتی و با هر نوع شناختی تقریبا ثابت است یعنی اینکه با هر نوع نگرشی که به آب داشته باشیم مثلا آب را H2O بدانیم و هزاران خواص و استفاده برای آن قائل باشیم یا اینکه آب را یکی از 4عنصر اصلی زمین (آب باد خاک آتش) بدانیم ، تفاوتی در استفاده و رفع نیاز اولیه انسان که همان وابستگی حیات بدنی انسان به آب است نمی کند. الغرض اینکه می توان گفت برای آب مهم نیست که ما چه دیدی نسبت به او داریم بلکه برای او مهم این است که آیا ما ارزش آب را میدانیم و او را ارج مینهیم تا نیاز اساسی حیات خود را برطرف کنیم یا خیر! حال هر چیزی میخواهیم و هرگونه که دیدمان اجازه میدهد به آب نگاه کنیم و برای او هر نامی که میخواهیم بگذاریم. خدای متعال نیز از آنجایی که خارج از فهم انسان است و از سویی انسانها را در حال رشد و کمال قرار داده در هر زمانی نسبت به زمان قبل دید عمومی نسبت به خداوند کامل تر میشود یعنی رشد میکند و این امر باعث میشود خدای را بهتر بشناسند مثلا تا همین چند قرن پیش و همین صد سال گذشته در روی کره زمین بت پرستان زیادی بودند ولی با پیشرفت و رشد علمی انسان بت پرستی عملا از بین رفته است و فقط بصورت نماد در بعضی ادیان باقی مانده است و همینطور دیدی که عامه ی یکتا پرستان نسبت به خداوند متعال داشته اند نیز همواره در حال بهبود است و برای خداوند فرقی نمیکند که ما او را چه و چگونه بنامیم فقط این مهم است که آیا ما نسبت خود با خدا را درک می کنیم و در نتیجه به حقیقت راهی پیدا میکنیم یا خیر؟!
در این نوشته به نوع نگرشی که در گذشتگان وجود داشت میپردازیم که البته آنها در جای خودش با همین نگرش به حقیقت راه پیدا میکردند و به مقصد می رسیدند ولکن ما در این زمانه و با این رشد علمی که باعث تغییر نگرش ها شده است دیگر نمیتوانیم با همان نگرش سابق به عالم نگاه کنیم و باید با نگرش جدید خود نگرش های سابق را به بوته نقد بگیریم تا سره از ناسره برای ما مشخص گردد و بتوانیم راه را بیابیم. پس اگر گفته میشود که خدای دوم منظور این نیست که برای گذشتگان نیز واقعا خدای دومی وجود داشته بلکه الان با توجه به بازتر شدن دید انسانها و تغییر نگرش ها به عالم آن تعاریف از خداوند همچون تعریف از خدای دومی میباشد که اینگونه است:
خدای دوم یعنی همان خدایی که انسان خلق شده را مدیریت و تدبیر میکند
در برابر خدای حقیقی که خودش با هدف خاص انسان را خلق میکند و تمام آنچه انسان مهتاج آن است و یا با آن برخورد می کند همگی ذیل اهداف خلقت انسان می باشد.
خدای دوم همواره نیاز مند است و همواره به چیزی نیاز دارد تا خودش را اثبات کند و قدرت خودش را نشان دهد و با توجه به نیازهای انسان برای انسان تدبیر میکند یعنی یک انسانی وجود دارد و حال خدای دوم نیاز دارد تا این انسان تکثیر شود بنابر این زوجی برای او خلق میکند و در او نیاز جنسی قرار میدهد تا بوسیله این زوج نیاز جنسی او برطرف گردد و نسل آدم نیز تکثیر گردد !
خدای دوم…………………………..