بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب ذهن کامل نو نوشته آقای دانیل اچ پی و ترجمه آقای رضا امیر رحیمی این کتاب ترجمه a whole new mind است
شاید بهتر بود که ترجمه این نام رو اینگونه بیان میکرد : مغز جدید کامل ، البته این بحث زبانشناسی و ترجمه است که نمیخواهیم اینجا این مبحث رو داشته باشیم . بریم سراغ مطالبی که کتاب گفته
در واقع در این کتاب می خواهد به استفاده از نیمکره راست بپردازد و در این کتاب این گونه مطرح می کند که اگر ما می توانستیم از خواص و کارکردهای نیمکره راست مطلع بشویم وارد یک دنیای جدیدی می شدیم . و البته در کسب و کار بسیار بیشتر موفق شویم و در عنوان کتاب آورده : گذار از عصر اطلاعاتی به عصر مفهومی .
کتاب از دو بخش تشکیل شده است که در بخش اول یک فصل را به ظهور مغز راست و کارکردهای ویژه نیمکره راست اختصاص داده که این کارکردها میتوانند بینش ما نسبت به مسائل مختلف را تغییر دهند و و علاوه بر فواید و امتیازات ویژه ای که دارد می تواند به بهبود فعالیت نیمکره چپ نیز کمک نماید .
فصل دوم این فراوانی را در آسیا مطرح کرده است و در این فصل می خواهد بگوید که اگر زمانی مسئله ما تولید انبوه بود امروز در آسیا تولید انبوه با هزینه پایین صورت می گیرد ولی ما نیاز به ایجاد یک مفهوم متفاوت و بالاتری داریم تا بتوانیم افراد و مردم را مجاب به خرید تولیدات خویش بگردانیم و برای رسیدن به این امر در فصل سوم مفهوم بالا یا حسّ بالا را مطرح میکند.
بخش دوم کتاب معرفی حواس ششگانه است و آن را به عنوان راهکاری برای رسیدن به مفهوم بالا و حس بالا مطرح میکند که هر کدام از این حواس میتواند نیمکره راست را تقویت کرده و باعث ایجاد یک بینش جدید و کامل تر در مغز گردد .
اولین فصل این بخش طراحی را مطرح کرده است و بیان می کند که طراحی و کشیدن نقاشی چگونه می تواند به کسب مهارت در تقویت نیمکره راست ما کمک نماید و راهکارهای بسیار جالبی را ارائه کرده است.
در بخش بعد داستان سرایی را به عنوان یکی از راهکارهای بسیار مهم در تقویت نیمکره راست مطرح کرده و آموزش مختصری از نحوه داستانسرایی ارائه کرده است .
دربخش بعد همنوایی را به عنوان یک راهکار برای شکسته شدن ساختارهای بسته ذهن معرفی کرده است و این راه را شیوه مناسبی برای درک موارد دیگر می دانند.
در بخش بعد همدلی را به عنوان توانایی برای درک و کشف نیازهای طرف مقابل می داند و راهکارهای بسیار جالبی برای همدلی مطرح کرده است .
در بخش بعد بازی را به عنوان عاملی که تقویت آن میتواند باعث توافق و ارتباط خوب با مشتری ها باشد می داند و علاوه بر آن چیزی است که میتواند عامل نشاط و خلاقیت برای ما باشد.
و در فصل آخر معنا را مطرح کرده است که با استفاده از مثال معنا درمانی دکتر فرانکل در صدد این است که بگوید میتوانیم معنای دیگری از وقایع منفی داشته باشیم و با این وسیله دیدگاه منفی ما تبدیل به یک دیدگاه مثبت مفید خواهد شد.